ميرزا بيگ جنابدى
22
روضة الصفويه ( فارسى )
معنوى خويش و با درك صحيح و دقيق اوضاع و احوال ايران ، بنيان سلسلهاى را گذاشت كه بيش از دو قرن بر سراسر فلات ايران ، كه در دوران شاه عبّاس اوّل حدود آن به وسعت امپراتورى ساسانيان مىرسيد ، حكمفرمايى كرده است . كتاب حاضر وقايع و رخدادهاى دوران شاه اسماعيل اوّل را به صورت توالى سنين تا دوران پادشاهى شاه طهماسب نشان مىدهد و به بررسى دورهاى نسبتا طولانى ، حدودا 54 سال ، آرامش دولت نوپاى صفوى كه موجوديّت خود را در ميان دشمنان خارجى و مخالفين داخلى استوار مىسازد ، مىپردازد . ليكن با مرگ شاه طهماسب آتش هرج و مرج ناشى از كشمكش و رقابت امراى قزلباش و حمايت « پردگيان تتق عصمت » از يك سردار قزلباش زبانه مىكشد و سرداران قزلباش نيز به بهانهء طرفدارى از پسران شاه طهماسب ؛ يعنى حيدر ميرزا و اسماعيل ميرزا ، با يكديگر به جنگ و مخالفت مىپردازند ، در نتيجه حيدر ميرزا فرزند محبوب شاه به دستور خواهر ناتنى خود پرىخان خانم ، و به دست شمخال خان دايى خود كشته مىشود و اسماعيل ميرزا ، كه به دليل خودسرىها و عصيانهايش عليه پدر مدّت قريب به 20 سال در قلعهء قهقهه محبوس بود ، به سلطنت مىرسد . وى در مدّت تقريبا يك سال و چهار ماه و نيم پادشاهى ( از 27 جمادى الأوّل سال 984 تا 12 رمضان 985 ) اكثر شاهزادگان صفوى را از بين مىبرد و سرانجام خود نيز جان بر سر اين سودا مىبازد . بعد از مرگ نابهنگام شاه اسماعيل دوّم « 1 » ، سران قزلباش تنها فرزند ذكور بازماندهء شاه طهماسب ؛ يعنى سلطان محمّد خدابنده ، را كه خود و فرزندانش ، مخصوصا عباس ميرزا كه بعدا به عنوان شاه عباس ايران را از ورطهء نيستى به شاهراه ترقى رسانيد و به طور معجزهآسا از چنگال دژخيمان برادرش رهايى يافته بودند ، بر تخت سلطنت نشاندند . ولى چون اين پادشاه به دليل نابينايى و ضعف روحى قادر به ادارهء مملكتى كه بعد از مرگ شاه طهماسب دچار هرج و مرج و زورآزمايى سرداران قزلباش بود ، نبود ، ناچار ادارهء مملكت به دست پسرش حمزه ميرزا و زنش ملكه مهد عليا و عدّهاى از سران فرصت طلب قزلباش افتاد . در اين زمان به دليل كارشكنىها و ايجاد و تشديد نارضايتىها از سوى سرداران ناراضى قزلباش ، زمينهء مناسبى جهت عرض اندام و تاختوتاز دشمنان خارجى ؛ يعنى دولت عثمانى و مهاجمين اوزبك ، بوجود آمد كه با استفاده از نفاق و دودستگى بين
--> ( 1 ) - تا مدّتها بعد از مرگ شاه اسماعيل دوّم ، مرگ وى به صورت معمّا مانده بود لذا عدّهاى شيّاد كه از لحاظ شكل و شمايل شباهت زيادى به وى داشتند به نام او داعيهء سلطنت داشتند كه دستگير و به هلاكت رسيدند .